امروز برای بار دوم تو سال تحصیلی جدید با نی نی رفتیم مدرسه،سر کلاس هم نرفتم آخه برنامه هنوز درست نشده . با اینکه بهم خوش گذشت از خستگی مردم . دلم هم خیلی درد گرفته بود ، اما گل روی نی نی همه هوامو داشتن . همکارا که حال و روزم و دیدن گفتن استیلاجی بگیر و تو خونه بخواب ، به نظرت چیکار کنم؟ وای خدای من ... صدای پای کوچولوش هر لحظه تو گوشمه ، اونی که تو دلمه نه هفتش تموم شد . و باز یه اتفاق خوب که تو ماه امرداد افتاد . ٣٠ امرداد آزمایشم + شد و یه دنیا شادی قلب منو باباش و پر کرد . خدایا همیشه مواظبش باش. برامون دعا می کنی؟ پارسال اوومدم و از شما خواستم بررام دعا کنین . باوز نمی کنین همون ماه جواب گرفتم ، اما از دست دادمش . می شه بازم برام دعا کنین؟ بازم دلم گرفت و اومدم . اومدم تا با تمام وجود ازتون بخام برام دعا کنید . تا حالا شده دلتون یه کسی رو بیشتر از عشق بخواد؟ اونم یه کی رو که هیچ وقت ندیده باشی اما به نیازش ایمان داشته باشی ؟ من چیکار کنم؟ میدونی خیلی وقته جرات ندارم بیام تو خاطره هام . به اون روزا که همه رو لایق شقایق می دونستم . به اون روزا که اگه خاطره هام بوی یاس نداشت اما رویاهام پر از گلای خوشبو و زیبا بود . به زمانیکه فکر میکردم میشه کنار اون که دوسش داری زیر آسمون خدا بشینی و یه لیوان چای براش بریزی با عطر عشق دیگه نمیتونم حتی یه شعر بگم . یا یه رویای صورتی داشته باشم . یا حتی کسی رو که خیلی دوست دارم خوشبخت کنم. اصلا تو دلت میخواد بازم من بنویسم؟ بابام ميگفت : به اندازه گليمت پاتو دراز کن ، بگذريم که اگه به اندازه گليم ... اصلا نيبايد پامو دراز ميکردم . من ميگفتم : پامو دراز ميکنم و سعی ميکنم گليمم به اندازه پام باشه حالا من صاحب يه قاليچه ابريشم هستم اما قاليچه ابريشمو بايد قاب کرد و به ديوار زد بايد اونقدر با کلاس و خوب باشی خيلی سخته .... تو بودی پاهاتو چقدر دراز ميکردی؟ وقتی زندگيتو با يکی شريک ميشی، وقتی يکی زندگيشو با تو شريک ميشه، وقتی يکی خيلی برات مهمه ؛ خوشبخت شدن خيلی سخته ! چون بايد برای شادی و رضايت دو نفر تلاش کنی .... اما در عوض وقتی به دستش مياری خيلی شيرينه. مزشو چشيدی؟ تابستونه و منم مثل همه بچه مدرسه ای ها تعطيلم ... مثل همون روزا که مدرسه ميرفتم انتظار تابستونو ميکشيدم اما با يه احساس جديد . فکر ميکنی چه طوری ميشه تو لحظه ها شقايق ريخت؟ من و يه دشت شقايق ؛ الان کنار يکی نشستم که خيلی دوسش دارم خيلی براش ارزش قائلم خيلی باهاش خوشبختم دعا کن خوشبخت باشيم. تو شادی ما شريک ميشی؟ حالا من يکی رو دارم که مال خودمه... يکی که خيلی خوبه يکی که ماهه... خودم باورم نميشه... فکر ميکنی لياقتشو دارم؟ يکی به دادم رسيد و گفت ميشه عاشق شد و طعم لطيف زندگی رو چشيد . ميخوام يه چای تازه دم کنم واسه خودمون دوتا . يه چای با طعم عشق اما بدون قند خوشباوری... اينبار ميزارم عاشقم باشه و سعی ميکنم بهش محبت کنم و همه سعيمو واسه خوشبختیش بکنم ٬ اگه باورش کردم .... من هم عاشق ميشم. دعا کن که تنهام نزاره . دعا کن برای هردومون که خوشبخت بشيم . اونوقت برات دوباره از طعم زيبای زندگی مينويسم . تو باور ميکنی که دوباره ميشه عاشق شد؟ هيچ بهانه ای برای يک ماه و ۱۶ روز آپديت نکردن وجود نداره... راستش دل و دماغ نمونده٬ حتی واسه عاشق شدن هم وقت ندارم. اينجا مردمش خوبن اما به قول شهرام که ميگفت آمريکا شايد قشنگه ولی سرزمين ما نيست ؛ خوب منم به اينجا تعلق ندارم. فکر کن از شنبه تا ۲ شنبه فول تايم کلاس دارم.خوراکم شده تن ماهی... يزد هم که ميام يه کوه کار دارم ... خدای من خيلی بی معرفت شدم . نميدونم دوستام منو ميبخشن که نه بهشون زنگ ميزنم و نه....منو ميبخشی؟ مهر ٬ از واژه های قشنگيه که يه دنيا معنی داره.... ۱۰ مهر جشن ملی مهرگان رو دلم ميخواست به همتون تبريک بگم ٬ ۱۴ مهر يعنی ديروز ... قول ميدی؟ امروز کلی آدم نگرانم شده بودن راستی امروز چند ساعتی هم با يه دوست بودم ۲۹ شهريور ساعت ۵ و خورده ای بود که برای اولين بار به عزم بهاباد راه افتادم راستی يکی داره گاماس گاماس تو زندگيم پا ميزاره ٬ دوست داری راجع بهش بدونی؟ اينکه آپديت نميکنم يا به بلاگ دوستان سر نميزنم ٬ از بی معرفتيم نيست... آخه به سلامتی دارم دبير ميشم امروز روز بدی بود بگزریم ، بریم سر حرفای خوب خدای منم بزرگه . مگه نه؟ پسرخالم امروز گفت از کتری در اومدی رفتی تو پراید ، آخه بلاخره بعد از کلی... یه پراید گرفتیم بعضی وقتا اينقدر يه چيزی برای آدم با ارزشه که از دست دادنش راهتتر ميشه از به دست آوردنش. موندم سر دوراهی... کاش خدا خودش هرچی بهتره پيش بياره. يعنی آخرش چی ميشه؟ ماه امرداد برای خانواده ما پراز اتفاقای خوب و چند تا هم... 5 امرداد تولد داداشم، 21 امرداد تولد خواهرم، 24 امرداد درگذشت بابا بزرگم ، و بلاخره 30 امرداد... 30 امرداد که در گاهشمار ایرانی جشن شهریورگان هست ، سالگرد ازدواج مامان و بابام ،...سالروز تولد من ( ایول به وقت شناسی خودم)،...هم هست. تولد یکی از دختر عمه ها و نیز یکی از دختر خاله هام هم تو همین روز و یا شاید یه روز زود تر یا دیر تر هستش که بازم تو ماه امرداده . و یه اتفاق بد ...، شوهر خالم هم پارسال 30 امرداد خدا بیامرز شد.(خدا بیامرزدش). میدونید یه اتفاقایی هم هست که شاید بعدن بنویسم. اما خدایش چگالی اتقاق تو این ماه واسه خانواده 5 نفری ما زیاد نیست؟

بعد با یه شاخه گل و یه لبخند با همه وجود خوشبخت باشی . اما زندگی رویا نیست . 


.
که هرچی پامو دراز کنم به اندازه اش نميشه .
؛ بايد مواضب باشی دزد نبره و
...
که به خاطر داشتنش بهت نخندن
...










٬ خيلی آقاست ٬
خيلی زيبا و خوشتیپه و ...
اما من عروس شدم.



کمی دير شد شرمنده


بعدا مفصل مينويسم . فعلا به کسی چيزی نگو.




... فقط چهار ساعت خونه نيومده بودم ٬
از دست فرمونم ترسيده بودن
...چه فايده کارم هم که انجام نشد
٫ آخه شناسناممو يادم رفته بود ٬ واسه گرفتن عدم سوء پيشينه لازم بود . 
٬ کمی هم شيتونی کرديم
. ببينم اگه يه روز يکی از رو شيطونی يه سطی آب از رو پشت بوم رو سرت خالی کنه اونم وقتی بی خيال داری تو کوچتون راه ميری شاکی ميشی؟
٬ خدايی کلی بيابون رو جا انداختن رفتن اون دورا که چی بشه؟
ميوومدن دور هم باشيم .
...تازه کلی دپرس شدم شبشم رفتم عروسی که اصلا نتونستم شاد باشم
. ساعت ۶:۲۰ هم از جلو اتوبوس بافق رد شديم
(قبلا اين اتوبوس برام معنا خاصی داشت
)... اگه بافق افتاده بودم ميتونستم هرروز برم و بر گردم
٫ اما بهاباد رو نميشه.
.اما خوب همه از مردم بهاباد تعريف ميکنن... خدا کنه
.

و اين کلاسای فولتايم روش تدريس همه وقتمو ميگيره
... از همه بدتر بايد برای تدريس به بافق و بهاباد برم
٬ تا يزد کلی راهه
... برم دلت برام تنگ نميشه؟
... وقتی از ماشینو از پارکینگ میبردم بیرون زدم چراغ و شکستم
، تازه بغلاشم تو رفت . البته به خدا همش تقصیر من نبود
...یکی که مثلا به من فرمون میداد هر چی گفتم رد نمیشه ؛ گفت میشه .
... امروز تولد پسرخالم بود
... همون که گفته بود من رفتم تو کتری و حالا دراومدم رفتم تو پراید. تولدش مبارک باشه.
و من بعد از 8 ماه که از گواهینامم میگزره میشینم پشت فرمون
. دست فرمونم هم که اصلا خوب نیست
اما خدایی آخر اعتماد به نفسم
. تا حالا از اولی که رفتم آموزش کلا 11 ساعت رانندگی کردم و امیدوارم پیشرفت کنم
. بگزریم که مامانم گفته میخواد با اون افسره که به من گواهی نامه داده یه صحبت... بکنه
. چون اون موقع فقط 6 ساعت رفته بودم آموزش و به جز پارک دوبله چیزی بلد نبودم
که همینو ازم امتحان گرفت
، شانسو حال کردی !!! دعا کن کسیو نکشم.
.. چون تا الان که تاپ نیوز فامیل رانندگی منه
. به یزدیا هم بگین تو رو خدا مراعات منو تو خیابون بکنن و تو دست و پام نپیچن
. فکر میکنی کی رانندگیم مثل حرف زدنم روون میشه؟
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

